تبليغاتX
هتل کا لیفر نیا
 

همينكه سر بخورد باد زير روسري ات

همينكه دسته ي مويي كه صاف هست و گلت

همينكه آة... دوباره... دوباره ديدمت و

شروع مي شود عشقي كه ...عشق مرده فقط..

مني كه خواسته بودم تو را زماني اگر

و بعد اين كه تو رفتي به هيچ دختري حت...

به هيچ دختري حتي نه فكر كردم و تو ..

چطور تو دلت آمد ..چگونه آه دلت..

               *****

تو رفته اي و قطاري كه توي مه گم شد

تو را رساند به مقصد مرا به آخر خط.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 18:35  توسط پیام | 
 

مرا صدا زدی اما نه... این صدای تو نیست

و رد پای به برف ..آه ..رد پای تو نیست

درست روبرویم هستی اما با

دو چشم قرمز و خیسی که چشمهای تو نیست

تو در مقابلمی با رز سیاهی که...

که هی به من می گوید : نه این سارای* تو نیست

دعا نکن که بیایم کنار تو وقتی

خدای قبلیت حتی دگر خدای تو نیست

                     ***

تمام دار و ندارم اگر چه مال تو هست...

نه ... اشتباه نکن این غزل برای تو نیست

 

*"سارای "در آذربایجان نماد عشق میباشد.

*(این وبلاگ مدتی به روز نخواهد شد ). 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 11:15  توسط پیام |