تبليغاتX
هتل کا لیفر نیا
نمی دونم چی شد که اون موقع تصمیم گرفتم دیگه ننویسم..شاید فشار امتحانا باعث شد این کار رو بکنم.. تو این مدت حسابی با خودم فکر کردم ونتیجه ش این شد که برگشتم و به روز کردم...از همه ی دوستانی هم که من رو مورد لطف قرار دادن ممنونم...این که بعضی دوستا گفته بودن که من به هیچ کسی سر نمی زنم .. کامنت نمی دارم و فقط به روز شدنم رو اطلاع میدم کمی غیر منصفانه هست چون زمینه کاری من سپید نیست کمتر در مورد شعرای سپید نظر می دم و اینبعضی رفقا رو به اشتباه انداخته...در ضمن از این به بعد هفته ی اول هر ماه به روز میکنم..تا بعد.

 

این جا دو تا ستاره ی غمگین تمام شب..

وقتی که پلک های تو سنگین تمام شب..

بالا سرت نشسته و هی فکر می کنم

هی به خودم به تو که پس از این تمام شب..

تو مرده ی عزیز منی روی دستهام

تو مرده ای تو مرده ی مرفین تمام شب

تو زنده ای دچار کمی مردگی شده..

تو مرده ای که هق هق یاسین تمام شب..

من ،جسم من کفاف دلم را نمی دهد

وقتش رسیده..خ..و..د..ک..شین..تمام شب

آرامش اتوبان و من که قدم زنان

خون و صدای ترمز ماشین تمام شب..

حالا برو بخواب که قصه تمام شد

با موزیک ملایم غمگین تمام شب...

 

*وبلاگ ذوست عریرم "حسن منصوبی "هم افتتاح شد...دوستان نمی خواین سر بزنین....؟

با چشمهای میشی وبا موی مش گذشت
از بند بند من سکرات تنش گذشت...


http://hasan-mansoobi.blogfa.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 10:49  توسط پیام | 
 

 مدتی ست که دیگر مثل قدیم ، شعر احساساتم را بر نمی انگیزد... دلیلش را نم دانم ..اما این را میدانم شاید این آخرین باری باشد که خنجرم را به روز می کنم....

...پس خداحافظ... به شبم تا همیشه..

                                                        پیام..

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 19:14  توسط پیام |