تبليغاتX
هتل کا لیفر نیا
 

حتی دو بار رد شده بود از کنار من

یک بار هم که نشسته که به انتظار من

 حتی برای این که مرا عاشقم کند

حتی برای اینکه مرا.. هی به کار من

لابد همیشه توی دلش گفته است که

مردی ندیده است ..نه ..به اقتدار من

پاییز در ردای زنی آمده ست تا

پاییز آمده ست مرا از بهار من

این بار هم به خیر گذشت و رسید دی

این بار هم به خیر گذشت از کنار من

Autumn Leaves

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 19:39  توسط پیام | 
 

مرا به این زودی ها قصد به روز کردن نبود ولی به تهدید مقامات رده بالا به روز کردم ..که به هیچ کسی بر نخورد..

برای تابستانت

بادبزنی از حریر

وبرای زمستانت

شال گردنی از پوست روباه درست می کنم

شاید این طور

می خواهم به خود  ثابت کنم

که تو هنوز در من نفس می کشی.

        

         *******

 

موجی در خزرم که سالها پیش

زنی برمن خودکشی کرده ست

پلک وقتی میزنم

آب شور از چشمانم بیرون می ریزد

با پاره های پیرهنی که

خزه بسته اند

در اعماق دریا

گوشهایت را اگر تیز کنی

می شنوی صدایم را

وقتی می چرخند

مرغهای دریایی بالای سرم

اکنون سالهاست

دریا

گیسوان زنی را شانه میکند

که ریشه دوانده اند در من

به وسعت همه ی جنگل های شمال

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 19:6  توسط پیام |