![]() |
![]() |
|
|
انقده از تو دور شدم که دیگه غیر ممکنه ببینمت یه بار دیگه...نمیشه غیر ممکنه دستای سرد ما دو تا نمیرسن به همدیگه اینو یکی تو خواب من با گریه هی بهم میگه پا میذارن تو خواب من خاطره های رفته مون اسم تو رو داد میزنن غریبه های بی نشون اما با این همه هنوز مونده پیش دلت..دلم اما با این همه پره از آتیشه دلت...دلم اما با این همه چشام خیس از اشکای تواه توی سر من همیشه..همیشه رویای تواه آهای غریبه قلب من پیشکش لحن واژه هات رفتی و مونده تو دلم تا به قیامت جای پات
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 10:35 توسط پیام |
|
|
اولین بار توی انجمن شعر ارومیه دیدمش..حسن منصوبی را می گویم آن روز تا ساعت ده شب با هم بودیم که فهمیدم قرار است هم دانشکده ای من شود..خلاصه باهم خیلی اخت شدیم ..غزل پایین هم حاصل کار من و اوست.....
...
و پرده رد شد عقربه از روی هشت رفت.........
حالا که هر چی بود تموم شد گذشت رفت.........
ملحفه های خونی و پیراهن کثیف...........
بی اختیار جمع شد و توی تشت رفت..............
و قاتل قشنگ تو با مانتوی سفید...........
آرام از برابر ماشین گشت رفت............
دختر هنوز توی سرش فکر می کند.............
می شد که از کنار گناهش گذشت رفت...........
می شد کنار اسکله ی رودسر نشست.........
می شد به بهترین کافی شاپهای رشت رفت.........
اینجا رسیده بود دیالوگ تمام شد..............
یک بار دیگر عقربه از روی هشت رفت.......
حسن منصوبی - پیام جهانگیری..........
"من یک معذرت به دوستانی که به روز شدنشان را اطلاع می دهند بدهکارم..این روزها آنقدر سرم شلوغ است و آنقدر درس ریخته سرم که فرصت هیچ کاری را ندارم."
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 13:40 توسط پیام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پیام جهانگیری . 1366. اردبیل سال آخر مهندسی مکانیک شکفتن تجربه ی دردناکی ست. |
| پیوندهای روزانه |
|
خبرهای پنج شنبه (غزلهای 81 تا 83 ) پیام جهانگیری نشر الکترونیکی ادیبان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
گروس عبدالملکیان سمانه عابدینی حافظ موسوی راصیه بهرامی شمس لنگرودی ابوالفضل پاشا سمیرا نوروزی |
|
RSS
|