![]() |
![]() |
|
|
تویی و خش خش گامم ...بدرود بر تو مشتاق سلامم..بدرود سلام .. این بار با دو غزل به روز میکنم برای دو عزیز.
۱) به سید مهدی موسوی و فرشته هایش وقتی تمام آنچه که دو رو برت.. نوید میدهدت به زندگی تازه و جدیدی که تمام غصه ی دیروزهای تلخ یکباره میشوند از امروز ناپدید.. وقتی تمام آنچه که دور و برت ..نوید ↓ می دهدت به رندگی تازه و جدید ↓ ای که تمام غصه ی دیروزهای تلخ یکباره میشوند از امروز ناپدید رویا نبوده نیست ببین واقعیت است یک لکه ی بنفش که بر صفحه ای سفید ↓ میچرخد و تو را به عقب می برد خدا وقتی که چشمهای تو را شعر افرید با خود نگفته بود کسی بعد سالها.. حتمن کسی شبیه من آن دور و بر ندید ای.. این گل .. ب ..ب..برای شما محض خاطر.. با زور گفتم و دل من سخت می تپید دیگر بس است این همه افکا ر بی خودی دیگر بس است این همه اندیشه ی پلید یک روز می رسم به و تو چشمهای تو می دهدم به زندگی تازه ای نوید.
۲) به قول علیرضا بدیع عزیز ـ برای خاتون نوشخندهای شیرین و آبدار تو انتهای غم انگیز خوابهای منی برای هر شب من عطر و بوی نسترنی کبوتری هستی که همیشه میخواهی به شیشه های اتاقم دوباره نوک بزنی به من بگو که چرا از اتاق من رفتی چه شد که خواستی از من عزیز دل بکنی از آن شبی که تو رفتی همیشه میپیچد صدای تلخ و غم آلود گریه ها ی زنی ↓ توی اتاق یهو پنجره باز می شود و منی که می پرم از خواب و باد پیرهنی ↓ می آورد به اتاقم شبیه مال تو که همیشه می پوشید ی سفید نسترنی تو را به آب سپردم اگر چه توی دلم تو دائمن در حال بیشتر شدنی.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 12:12 توسط پیام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پیام جهانگیری . 1366. اردبیل سال آخر مهندسی مکانیک شکفتن تجربه ی دردناکی ست. |
| پیوندهای روزانه |
|
خبرهای پنج شنبه (غزلهای 81 تا 83 ) پیام جهانگیری نشر الکترونیکی ادیبان آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
گروس عبدالملکیان سمانه عابدینی حافظ موسوی راصیه بهرامی شمس لنگرودی ابوالفضل پاشا سمیرا نوروزی |
|
RSS
|